|
|
|
||||
|
خودتان قضاوت کنید که این حرف یعنی چه هاشمی رفسنجانی : انشاء الله نتیجه انتخابات همانی باشد که مردم میخواهند و همان رایی باشد که به صندوق می اندازند ، اگر نتیجه همانی باشد که مردم درصندوق می اندازند انشاء الله مجلس خوبی خواهیم داشت.
http://www.aftabnews.ir/vdcgzu9qyak9t74.rpra.html
http://etedaal.ir/news/23411/default.aspx
بعدا نوشت : به توصیه دوستان مشفق عنوان مطلب را عوض کردم البته حق با دوستان است چون در کشورما ضعیف کشی مرسوم است من هم که نه آقا هستم و نه آقا زاده پس باید حد خودم را نگه دارم و بدانم که جرم و جنایت و خیانت که هیچ ، حتی حرف حق زدن هم برای من و امثال من جائز نیست .
+
نوشته شده در جمعه دوازدهم اسفند 1390ساعت 21:49 توسط امین
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بسمه تعالی "سرداران معظم لطفا قبل از فیلتر کردن ، مطلب را یک بار کامل بخوانید ، باتشکر"
مدتی است که ظاهرا در کشور حکومت بدجور به دست نظامیها افتاده که این مسئله به شدت برای انقلاب و کشور مضر است زیرا هم باعث ایجاد تنش و بی اعتمادی مردم به حکومت و هم باعث خراب شدن وجهه انقلاب اسلامی و ایران در سطح جهان میشود . نمونه کوچکش بحث ۲۵ بهمن بود که هرکس نمیدانست فکر میکرد در کشور چه خبر شده قطع ایمیلها و مسنجرها برای حدود دو هفته و لشکر کشی به خیابانها آنهم فقط بخاطر دعوت عده ای ورشکسته سیاسی احمق خارج نشین برای تجمع . آیا واقعا جمهوری اسلامی اینقدر ضعیف است که توسط این پیزوری ها از هم بپاشد ؟ القای این ضعف توسط یک عده نظامی کمک به چه کسی است ؟ دوست یا دشمن ؟ آنهم در زمان وقوع بیداری اسلامی و زیر ذره بین قرار گرفتن جمهوری اسلامی ایران بعنوان یک الگو توسط ملتهای انقلابی منطقه و همچنین روشنفکران و نخبگان منطقه . آیا القای ضعف توسط ایجاد حکومت نظامی و لشکر کشی به خیابانها و قطع بی دلیل و ناگهانی اینترنت یا فیلتر کردن مسنجرها و ایمیلها برای مدت زیاد و نامعلوم آن هم بدون اعلام قبلی و تکرار همین کار در همین امروز یعنی یک اسفند ۹۰ ، دادن بهانه به دشمنان جهت تبلیغات شدید علیه نظام نیست؟ اگر این کار القای بی ثباتی و ضعف نظام نیست ، پس چیست ؟ دود این کار در بلند مدت به چشم که میرود ؟ آیا در حالی که عقل حکم میکند حتی الامکان شرایط اضطراری و غیر عادی هم آرام وعادی نشان داده شود ، نشان دادن شرایط واقعا عادی ، مستحکم و مستقر کشور به شکل وارونه و القای جو نا امنی و ضعف ، نشانگر بی عقلی ، حماقت و بی خردی نیست ؟ به دوستان مشفقانه عرض میکنم که اگر این کارها به پای شما نوشته میشد خیلی مهم نبود ولی مسئله این است که این کارها به پای نظام نوشته میشود فلذا دست از دوستی بشکل دوستی خاله خرسه بردارید و از نظام به این شکل دفاع نکنید ، که این کارهای شما جز ضربه به پیکره مستحکم نظام و مخدوش کردن چهره آن اثر دیگری ندارد . والبته خودتان بهترمیدانید که حمل کردن این کارهایتان به دوستی خاله خرسه وجه و منظر بسیار خوش بینانه ماجراست والا ، اقل بدبینانه اش میشود طراحی برای لطمه زدن به نظام با ایجاد نارضایتی عمومی در مردم و القای ضعف و بی ثباتی نظام .
اللهم احفظ قائدنا من شر الحمقاء
+
نوشته شده در دوشنبه یکم اسفند 1390ساعت 12:50 توسط امین
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ممنوعیت و محدودیت در همه کشورها هست و این خیلی طبیعی و عقلانیه به شرطی که این محدودیت در محدوده ای عقلانی محدود بشه ( چون مسئولین ما از کلمه محدودیت خوششون میاد سعی میکنم از کلمه محدودیت و هم خانواده هاش زیاد استفاده کنم ) ولی متأسفانه محدودیتهای اینترنتی در کشورما به حالت شدیدا تهوع آور رسیده ، برای مثال اون دفعه من CV رو تو گوگل سرچ کردم تا مدل رزومه های بین المللی رو ببینم و اکثر سایتهای مربوط به اون ، محدود و مسدود شده بود احتمالا فقط بخاطر کلمه S...E...X که برای تعیین جنسیت افراد در رزومه بکار میره ، خب این یعنی فاجعه ، بخدا عقل هم خوب چیزیه و خدا عقل رو به انسان داده تا حماقتهای انسان رو محدود کنه و انسانها مثل آدم زندگی کنن ، مضافا اینکه محدود کردن خودش محدوده داره و امیدوارم روزی برسه که عقل محدود مسئولین ما قادر به درک محدوده محدودیتها باشه و این محدودالعقلها بفهمن که همیشه با محدود کردن نمیشه از حدود محافظت کرد و محدودیت زیاد اثر معکوس داره و حدشکن میشه و همه رو به گذشتن از حدود و شکستن محدودیتها تشویق میکنه .
از خداوند تبارک و تعالی میخوام که محدوده عملکرد و محدوده نفوذ و محدوده قدرت افراد محدودالعقل را روز به روز محدودتر بفرماید . آمــــــــــــیــــــــــــــن یا رب العالمین
+
نوشته شده در شنبه هفدهم دی 1390ساعت 16:46 توسط امین
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بسمه تعالی مدتی پیش عزیزان دل برادر در نیروهای مسلح با همکاری سپاه وارتش یک هواپیمای بدون سرنشین ( همون پهپاد خودمون ، مخفف پرنده هدایت پذیر از دور ) آمریکائی اونم ازنوع جاسوسی اونم از نوع خیلی پیشرفته و مدرنشو مدل ( RQ -170 ) اونم از نوع رادار گریزشو رو که برای جاسوسی وارد حریم کشور عزیزمون شده بود رو از کنترل آمریکائیها خارج کردن و نشوندنش اونم سالم وسرحال ، آمریکائیها هم اول کلا منکر شدن بعد گفتن تکه تکه و متلاشی شدش دست ایرانیهاس و کلا آهن پاره ای بیش نیست و بعد که عزیزان دل تصویر شو نشون دادن اونم سالم و ترو تمیز و تپل مپل دیگه اوضاع عوض شد و نهایتش به این رسید که اوباما رسما از ایران خواست که هواپیماشونو پس بده ( آخـــــــــــــــی نازی ) و خب معنی این درخواست رسمی هم تقریبا برای همه معلومه اونم از طرف رئیس جمهور کشوری که وقتی که هر جا میره سر بزنه تا میز مذاکرشون رو هم با خودشون میبرن و یه لشکر مأمور از سیا و از این حرفها ، که بله خدایگان زمین میخان بیان و شما نمیتونید امنیتشو تأمین کنید و از این حرفا و فیس و افاده ها . خب تا اینجاشو که همه میدونن و کلی در موردش بحث شده ولی بنده از یه منظر دیگه ای که کمتر بهش پرداخته شده میخواستم به این مسئله نگاه کنم و اونم چیزی نیست جزء واکنش ایرانی های داخل و خارج از کشور به این خبر و واقعه مهم که البته خیلی غیر منتظره و نادر نیست ولی خب به همین بهانه در موردش صحبت میکنیم . در داخل کشور، اکثر مردمی که با وجود پیگیری مشکلات زندگی و همچنین اخبار فوق العاده مهم در مورد فوتبال ( که ظاهرا مهمترین مسئله حساس کشوره ) هنوز هم فرصتی برای باقی اخبار دارن از شنیدن این خبر جا خوردن و بعدشم خوشحال شدن که خب میزان خوشحالی هر کسی نسبت به فاکتورهای مختلفی که هست ( چون همه ازش خبر دارن دیگه توضیح نمیدم ) فرق میکرد ولی خب بالاخره همه خوشحال بودن، ما هم که یه چند ساعتی رو ابرها راه میرفتیم و زود رفتیم تو اینترنت سراغ شبکه المنار که اهمیت این اخبار از اکثر داخلی ها هم براش بیشتره تا ببینیم اصلا این هواپیما دقیقا چی هست که دیدیم بله یه فیلم از هواپیما حاوی اطلاعات شرکت تولید کنندش و خواص خود هواپیما گذاشتن رو سایت ( دوستان نزدیکم همه میدونن که من بدبخت از اواخر سال 83 تا همین لحظه در سال 90 به شدت پیگیر گرفتن مجوز داشتن گیرنده ماهواره ای هستم ، تا خلاف قانون مرتکب نشم و بتونم از محسنات کانالهای ماهواره ای استفاده کنم که شرح این تراژدی طنز مانندو- که الآن اکثرتون دارید تو دلتون بهش میخندید و حق هم دارید چون مسئولین اداره ارشاد هم بهش خندیدن و غیرمستقیم گفتن گاگول تو هم مثل بقیه برو کار خودتو بکن، یعنی مسئولش تلفن رو زد رو آیفون و بعد گفت ببخشید متوجه نشدم لطفا یه بار دیگه شمرده درخواستتون رو بگید و منم گفتم و اون طرف خط اتاق از خنده حضار منفجر شد - میذارم برای بعد البته اگر حس و جرأتش بود ) بعدش هم با توسل به V..P..N که اگه همین نقطه ها رو نذاشته بودم الآن وبلاگم فیلتر شده بود رفتم ببینم استکبار جهانی در این باره چی میگه ، بعدش هم که بالاخره صدا و سیمای خودمون پهپاد رو نشون داد که اول از همه ایرانیهای عشق وطن !!! اون ور آب که جونشون هر لحظه برای ایران در میره گفتن اگر سالمه چرا زیرشو پوشوندین ؟ بالاش که مهم نیست سالم باشه و مهمترین قسمت این هواپیما چرخاشه که اونو هم شما پوشوندین والا باز خدا خیر آمریکائیها بده که لااقل اینقدر واقع بین و عاقل هستن که بهانه های بهتری بیارن داخل کشور هم خب یه عده نسبتا زیاد دیگه نسبت به توان کشور در این زمینه شک داشتن ، یه عده هم گفتن این اسب ترواست که خود آمریکائیها هدیه دادن و تحلیلهائی از این دست که اگه انصاف بدیم لااقل احتمالی دور ازعقل و منطق نیست هرچند شخصا فوق العاده این احتمال رو ضعیف میدونم یه چیزی در حد یک هزارم درصد ، ولی بالاخره احتمالیست عقلی . اما اصل حرف حقیر در این زمینه اینه که شاید خیلی بهتر میشد در این زمینه اطلاع رسانی کرد و حرفهای روز و هفته چندم رو همون روز اول زد تا اعتماد مردم به رسانه های داخلی دچار خدشه نشه ، اعتمادی که نه به این راحتی بدست میاد و نه به راحتی میشه عدم وجودش رو جبران کرد ، خب اطلاعاتی رو که خصوصا در هفته دوم در مورد چگونگی نشاندن این هواپیما دادن ، از دو حالت خارج نیست اگر فوق سریه که تحت هیچ شراطی نباید میدادن و حالا که دادن چرا همون اول ندادن ؟ آیا واقعا جنگ رسانه ای و تبلیغاتی آمریکائیها براشون غیر قابل پیش بینی بود ؟ جدا یعنی هیچ کس بعد از سی و اندی سال تجربه نمیدونست اونا چه نوع برخورد رسانه ای میکنن ؟ یعنی به عقل هیچ کس نرسید حالا که میخواهید فیلم هواپیما رو نشون بدید تصویری که قطعا در خیلی از شبکه های خبری نشان داده خواهد شد ، اون شعارهای بالا و زیر هواپیما رو لااقل ترجمه انگلیسیشو زیرش بنویسین یا اصلا انگلیسی مینوشتین و ترجمشو برای اون عده ای از مردم خودمون که انگلیسی نمیدونن میگفتین ؟
آیا بهتر نبود بجای اینکه الآن بگید این اولین هواپیمائی نیست که به این روش از آمریکائیها گرفتیم و چندمیشه ولی تا حالا هواپیمائی به این مهمی رو نگرفته بودیم و بزودی همشون رو با هم نمایش میدیم از همون اول خبرها رو به ملت میدادید که مثلا امروز فلان هواپیمای غیر مهم آمریکائی رو غنیمت گرفتیم ولی خب خیلی کار خیلی مهمی نیست یا عادیه و بعد از مدتی که این کار خیلی مهم رو انجام دادید به مردم بگید که این دفعه یه دونه هواپیمای توپ فوق مردنشونو گرفتیم آیا اینطور خبر برای همه باور پذیرتر نمیشد ؟ آیا با این روند اعتماد مردم به حرفهای رسانه ملی و حرفهای نیروهای مسلح کشور و از اون مهمتر اعتمادشون به آمادگی و قدرت نیروهای نظامی کشور که مایه آرامش جامعه است ، بیشتر نمیشد ؟ تا کی مردم ما باید اخبار مهم رو دقیقه نود یا نودو چند بشنون ؟ تا کی مردم ما باید بعضی اخبار رو اول از خارج بشنون بعد از داخل؟ تا کی مردم ما باید میزان صحت اخبار داخلی رو با اخبار bbc و cnn بسنجن ؟ الآن میتونید منو بعنوان یه ایرانی به هر چیزی متهم کنید ، میتونید تکذیب کنید ، میتونید هزارتا توجیه بتراشید ، میتونید وبلاگ زاقارتمو ببندید یا ف . ی . ل . ت. ر کنید و البته یک کار دیگه هم میتونید بکنید، بجای اون کارها فکر کنید و آینده نگر باشید و از گذشته عبرت بگیرید . میتونید از تجربه و قدرت عملیات روانی حزب الله لبنان که فقط با استفاده از عقل ، صداقت و خبر رسانی به موقع بدست اومده استفاده کنید ؟ آیا حزب الله اخبار محرمانه و سریش رو از المنار میگه که حتی مردم اسرائیل خراب شده صحت اخبار خودشون رو با اخبار المنار میسنجن ؟ آیا شما خبر ندارید که حدود 70 درصد مردم اسرائیل طبق نظر سنجیهای خودشون، سید حسن رو از مقامات خودشون راستگوتر میدونن و به جد معتقدن که اگر یه چیزی رو بگه یا واقعیته و یا واقعیت پیدا میکنه ؟ ندیدید که وقتی در جنگ 33 روزه سید حسن خبر از زدن حیفا و مابعد حیفا و مابعد مابعد حیفا داد ، چطور همه جلو جلو یا در رفتن یا رفتن تو پناهگاه ؟ آیا حیفا نشد شهر اشباح ؟ آیا واقعا حتی از تجربه یک گروه کوچک شیعه که به شدت هم تابع ولایت فقیه هست و دولتی رو هم در اختیار نداره ، نمیشه استفاده کرد ؟ آیا تجارب اونا خواب و خیاله ؟ آیا شما هم مانند اونا که نیازمند اعتماد مردمند نیازمند اعتماد مردم کشورتون وکشورهای دیگه نیستید ؟ آیا نباید قدر موقعیت و امکانات خودمون رو بدونیم ؟ آیا این انقلاب و حاکمیت ساده به دست اومده؟ آیا دشمنان ما خوابن ؟ آیا ما اصلا دشمن نداریم ؟ آیا چشم دیگر کشورهای مسلمان اصلا به ایران نیست ؟ آیا هزارتا مثل آقا داریم و نباید قدر ایشونو بدونیم ؟ آیا اگر به همه فرمایشات ایشون درست عمل میشد وضع کشور بهتر نبود؟ آیا اوجاهائی که عمل نکردید اثر سوء شو ندید؟ آیا اونجاهائی که به حرف امام عمل نشد اثر سوء ش رو ندیدیم ؟ آیا اون همه تجربه کافی نیست ؟ آیا ما تا ابد وقت برای تلف کردن داریم ؟ آیا نظر ، اعتماد و آسایش مردم مهم نیست ؟ آیا خدا به شما چک سفید امضاء داده ؟ بیائید با فکر و همت و آینده نگری اثر کارهای بزرگ خود را بجای ضایع کردن،صد چندان کنید بیائید بجای تکذیب ، توجیه ، فرافکنی و یا پاک کردن صورت مسئله ها ، مسائل را حل کنید کسی منکر کارهای درست انجام شده در کشور نیست بحث، بحث هدف گذاری ،آینده نگری و استفاده بهینه است بیائیم قدر این نعمت بزرگ یعنی جمهوری اسلامی را بدانیم ، بیائیم قدر حمایتهای خدا را بدانیم بیائیم قدر مردم صبور و نجیب کشورمان را بدانیم رهبر کشور خود را با سران دیگر کشورها مقاسیه کنیم تا قدرش را بیشتر و بهتر بدانیم نا شکریست که دیگران قدر ایشان را بیشتر از ما بدانند یادمان باشد که نعمتها و حمایتهای خداوند بصورت بلا شرط دائمی نیستند یادمان باشد که برای کرده ها و ناکرده های خود خصوصا در قبال اسلام و انقلاب، کجا و در مقابل چه کسی باید پاسخگو باشیم . إيران قوية ، ایران صلبة ، ایران مقتدرة ، ایران موحدة ایران لديها قائد لا مثيل له في هذا العالم إيران سترد الصاع صاعين فمن يجرؤ ان يشن حربا علي ايران؟
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت 8:45 توسط امین
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
مدتهاست که میخام مطلب بنویسم و خیلی حرفها توی ذهن و دلم هست که اگر بنویسمشون حداقل یه کم راحت میشم ولی خب اگر بنویسمشون هم شاید دو کم ناراحت بشم مثلا وبلاگ بی ضررم که فقط برام حکم یه دفتر یادداشت رو داره ف .ی . ل . ت. ر بشه ( میبینید که حتی کلمشو هم جرأت ندارم ونمیشه درست نوشت ) و اون وقت ، حالا که اکثر وی پی ان ها هم مسدود شدن دیگه حتی وبلاگ خودم رو هم نتونم ببینم تازه اگر بهم گیر ندن که خلاف مصالح ملی و ضد نظام نوشتی و نرم ناکجا آباد ، اون هم من که واقعا به این نظام اعتقاد دارم و خب واقعا ناراحتی داره که از برچسبها به آدم بخوره اونم ناحق ، برچسب هم در یک ثانیه زده میشه ولی تا آخر عمر به هیچ شکلی نه پاک میشه و نه کنده میشه . تو این مدت به فضل خدا تو سه تا اجلاس متوالی که برای بحث بیداری اسلامی در تهران تشکیل شد بعنوان صندلی پرکن حضور داشتم فوق العاده در برگزاری اجلاس که به تنهائی پتانسیل بی آبرو کردن یک کشور را لااقل در دید مدعوین خارجی دارد که بگذریم (که البته به راحتی هم نمیشود گذشت) ولی خب نمیشود مثالهایش را هم گفت مجبور شدم به یکی از برادران حفاظت عرض کنم که این آقائی رو که از تو صف میهمانها عین دستمال کاغذی انداختین بیرون و گفتین برو تو صف میهمانان ایرانی تا همین یکی دو ماه پیش تو کشور همین میهمانهائی که همراهشون بود سفیر بوده و قاعدتا اون این آقایون رو برای شرکت در این اجلاس معرفی کرده و زشته ببینن که ما با سفرای خودمون تو کشورمون اینطوری برخورد میکنیم . بعد میرم داخل و اینبار بخاطر تجربه دوتا اجلاس قبلی مثل یه بچه خوب با یک ساعت تأخیر اومدم تا سر موقع و با خیال راحت به اول برنامه برسم ، داخل سالن اجلاس طبقه دوم حدود بیست یا سی نفر از اعضای گروه سرود تشریفات با قیافه های خسته و پکر نشستن و ما رفتیم ردیف بعدی درست جلو جایگاه، باقی میهمانهای داخلی ای هم که از ما باتجربه تر بودن کم کم میان ، یکی از بنده خدا های گروه سرود بد خمیازه میکشه بهش یک نگاه مودبانه و کوتاه میکنم که یعنی جلوی مهمونها زشته ، بنده خدا بهم گفت باور کن چند روزه که درست نخوابیدم و داشتیم تمرین میکردیم بخاطر همینه که وارفته ایم ، مراسم شروع میشود سرود ملی و ما عین سیخ می ایستیم به احترام ( که باید هم ایستاد ) کمتر از یک دقیقه مارش سرود ملی بدون متن و حالا گروه با اون شیپورهای گنده و طبلهای عظیم الجثه میخواهد ظرف سه سوت از سالن برود، خودتان تصور کنید! و بعد سخنرانی سیدنا القائد را گوش میدهیم و تمام که میشود با فاصله کمی ازرفتن ایشان ما هم میرویم ، امان از داخل لابی و راهروها ، قیامتیست برای خودش فوق فوق منظم ، وقت نماز تعداد میهمانان N نفر و تعداد مهرهای شکسته و سالم مجموعا کمتر از ده عدد ، البته الحمدلله پاکت کارت دعوت بعنوان جایگزین مهرقابل استفاده است و این بود اجلاس سوم ، اما در اجلاس دوم ، کارت را حدودا چند روز قبل از اجلاس دریافت کرده ایم و به ما گفته بودند تشریف ببرید اجلاس و آنجا کارت اصلی را به شما میدهند ( یعنی همان کارت VIP ) و ما مثل یک بچه خوب احمق ساعت هشت ونیم کنار قسمتی که نوشته دریافت کارت ایستاده ایم و کسی نیست،ساعت نه ونیم بازهم کسی نیست اجلاس طبق برنامه اعلام شده و مکتوب در کارت دعوت نیم ساعت است که رسما شروع شده ، عزیزان حفاظت میگویند بابا بیخیال ، کسی اینجا نمیاد کارتها در هتل توزیع شده حتی کارتهای میهمانان داخلی ، برید داخل این کارتهای خودتان برای افتتاحیه و اختتامیه اعتبار داره و اون کارت تا عصر لازمتون نمیشه تا عصر هم خدا کریمه . ساعت یک ربع به ده و داخل لابی مرکز همایشهای صدا وسیما یک لشکر میهمان داخلی و تعدادی میهمان خارجی که دائما به تعدادشان افزوده میشود ، همه سرپا واین وسط دوربینهای شبکه های داخلی وخارجی علم میشوند و همه میروند و می آیند، هنوز از شروع عملی اجلاس خبری نیست،ملت از ایستادن خسته و نالان،مدیرکل اداره بووووق وزارت بوووووووووق ( خب نمیشه بنویسم ، فکر حال ما هم باشید ) به ما میگه که سیدنا القائد قراره طبق قرار اعلام شده از قبل، ساعت ده و نیم تشریف بیارن لذا برید یه جا بشینید تا اذیت نشید . ما به اتفاق برخی دوستان از فرصت استفاده میکنیم میریم دنبال کارت مطلقا هیچ کس خبر نداره اتاق دبیرخونه اجلاس هم خالیه البته از موجود زنده ، بعد میرویم در یکی از سالنهای جانبی مینشینیم ( این جور مواقع قدر یه صندلی خالی رو خوب میشه فهمید ) . از طریق ویدئو کنفرانس داریم سالن اصلی را میبینیم شدت نظم غوغا میکند ( جاتون خالی) بعد ناگهان یک نفر یادش می آید که باید صدای سالنهای جانبی را امتحان کرد قبلا هم که فرصت این کار نبوده ، فلذا یک دو سه امتحان میشه و چند بار امتحان میشه و اون ور همه دارن با هم حرف میزنن منظورم پشت میکروفون یا داخل اتاق فرمان، بالاخره منبع صدا ( الحمدلله سه چهارم جمعیت سالن میهمان خارجین و فارسی نمیفهمن،ایرانیها هم مثل ما صاحب تجربه و صبر هستند و بالاخره سیدنا القائد درست عین ساعت ، رأس وقت مقرر ساعت ده ونیم جلوی جمع ایستاده اند ( باز خدا را شکر که یک نفر منظم در این کشور هست والا معلوم نبود که چه میشود ) و الحمدلله به برکت شخص حضرت آقا این قسمت برنامه منظم انجام میشود بعد از صحبتهای ایشان سالن دوباره به وضعیت قبل از ساعت ده و نیم باز میگردد و ما هم از فرصت استفاده میکنیم میرویم دنبال کارت و باز همان آش و همان کاسه برای ناهار میرویم هتل و راهمان نمیدهند میگویند کارت هتل فرق داره ، به سلامت . پیتزائی جلو پارک ملت بنام پیتزا فروشی ملت ،دو نفر یقه سفید با یقه دیپلماتیک و نگاه مردم ، ( من دیپلمات نیستما ، یقش مال دیپلماتاس . ضمنا این پیتزا ملت ، پیتزای استیکش فوق العاده است و با قیمت مناسب )، برمیگردیم سالن اجلاس ، دم در میگن شرمنده کارتها تا ظهر اعتبار داشته و الآن باید کارت VIP داشته باشید و به سلامت ، اما اجلاس که ناهار نیست که بریم بیرون بخوریم مضافا دقیقا قبل ازبیرون اومدن برای ناهار بالاخره یه عزیز بیسیم به دست که ظاهرا مسئول بقیه بود فرمودن کارتتون رو بعد از ظهر میارن اینجا و بعد از ناهار بیائید و بگیرید و ما هم دم در همینها رو به حراست عینا منتقل کردیم از ما اصرار و از ایشان انکار و صد البته از ما استقامت، بعد ازچهل دقیقه پلیس راهنمائی رو صدا کرد که بیا اینجا حضرات زیر تابلو پارک ممنوع ایستادن ، ردشون کن برن، اوشون هم با یک جرثقیل کوچولو خدمت رسیدن یه ستوان واقعا خوش اخلاق بود ، بهش گفتم سرکارخدا خیرت بده ما قضیمون اینه و تا دو ساعت پیش یعنی قبل از ناهار اینجا داخل آدمیزاد بودیم ولی ایشون حقیقتا مودبانه گفتن من وظیفم ایجاب میکنه شما رو از زیر این تابلو بردارم باقیش ربطی به من نداره ( خدا وکیلی هم راست میگفت ) و اگر تا پنج دقیقه دیگه نرید با جرثقیل میبریمتون و البته با احترامات فائقه ، ما با شوخی و خنده این پنج دقیقه رو تا ربع ساعت کش دادیم ، تعداد هم دردهای ما هم لحظه به لحظه زیادتر میشد آدمهای بی کارت و کله گنده و ما به حراست میگفتیم وضع حضرات که اینطوره دیگه از جون ما جوجه ها چی میخاین؟ عزیز حراستی طبق وظیفه ای که داشت لطف کرد وهمه رو با هم راه نداد ، خلاصه حضرات معطل شده هی با دیگران تماس میگرفتن تا بالاخره دستور اومد هرکی کارت دعوت داره رو راه بدین داخل . خلاصه کشش ندم، بالاخره دوساعت بعد ما ناگهان آقای بوووووووق را در لابی دیدیم و گفتیم بخاطرخدا به فریاد ما برس و کل ماجرا رو براشون تعریف کردیم و در نهایت با تماس مستقیم آقای بوووووووق با آقای بووق ( رتبشون خیلی با هم فرق میکرد ) کارتهای ما رو هم دادن و ما نیمه آدم شدیم چون فهمیدیم که چند نوع کارت VIP وجود داره که مال ما زاقارت ترینشه البته بعد که دیدیم کلی ازمهمونهای خارجی هم مثل کارت مارو دارن و درنتیجه همه با هم دریک حد زاقارتیم ناراحتیمون کم شد . مشکلات شب و روز دوم اجلاس رو نمیگم تا از زندگی نا امید نشید و خودم هم زنده بمونم فقط اینش جالب بود که اول برنامه وقتی همه میهمانها نشستند معلوم شد که جائی برای نشستن وزیر خارجه تعیین نشده و یک بنده خدائی یک صندلی سفید شیک را گرفت روی سرش و در ردیف اول قرار داد که الحمدلله با این تدبیر راه تردد به ردیف اول هم بسته شد بعد هم یک بنده خدائی را که میهمان خارجی بلند مرتبه ای بود به همین شیوه کنار ایشان نشاندند تا گربه هم نتواند رد شود . و اما اجلاس اول چون میدونستم اجلاسهائی که بووووووووووووووق برگزار میکنه چطورین فقط برای اختتامیه رفتم که اون هم با تأخیر رسیدیم ودیدیم مهمونها نشستن و جایگاه خالیه و بعد رئیس اجلاس رفت بالا و حدود بیست دقیقه یا بیشتر مهمونها رو تماشا کرد وبالعکس و بعد جلسه شروع شد. کل این اجلاسها واقعا در جمهوری اسلامی ایران با این همه سابقه اجلاس برگزار کردن، برگزار شد و احتمالا قریب به یقین یک هدف اصلیش این بود که بگه ای کشورهای تازه انقلاب کرده از ما الگو بگیرید . دهه اول محرم برنامه از پیش ضبط شده راز، امام جماعت یکی از مساجد آمریکا ( اگر یادم آمد دقیق مینویسم ) که میهمان همین اجلاسها هم بود به آقای طالب زاده گفت خدا ایران را نگاه داشته،ما اینجا برای اجلاس می آئیم و شما ما را بی برنامه این طرف و آن طرف میبرید ، آمریکائیها میخواهند که برنامه های شما را بهم بزنند ولی نمی توانند چون شرط اصلی بهم زدن برنامه های شما این است که اول برنامه های شما را بدانند تا بتوانند آن را بهم بزنند ولی وقتی شما هم خودتان برنامه های خودتان را نمیدانید خب آنها چطور میخواهند از برنامه هایتان مطلع شوند و آقای طالب زاده لبخند تلخی زد که تلخیش هنوز هم در ذهن من باقی مانده است . پس نتیجه میگیریم که جمهوری اسلامی پابرجاست چون خدا نمیتواند بخوابد و نمیخوابد و به احتمال زیاد امام زمان (عج) هم حداقل روزی هجده تا بیست ساعت بعنوان مجری اوامر الهی چشم از ایران بر نمیدارد آن چهار ساعت دیگر هم سهم خود خداست،میخواست در ایران جمهوری اسلامی درست نکند . تازه استمرار این الطاف الهی تا کنون هم مرهون خون شهدا و زحمات خالصانه مرحوم امام و سیدنا القائد است ، خدا به سیدنا القائد صبرجمیل بلکه صبراجمل و عمری بلند توأم با سلامت کامل عنایت فرماید . توضیح چند نکته ضروری جهت : 1 – رعایت انصاف و حق الناس و آن نکته اینکه دبیر اجلاس دوم جناب آقای دکتر ولایتی بودند و طبق اذعان دوستان، ایشان تمام تذکرات لازم برای آبرومندانه برگزار شدن اجلاس را بارها متذکر شده و دستورات لازم را داده و تدابیر لازم را اندیشیده بودند ولی مگر یک نفر میتواند تمام کارهای اجلاسی به این عظمت را یک تنه انجام دهد ؟ ضمنا باید عرض کنم که شخص آقای بوووووووق هم انصافا فردی منظم ، باتدبیر و مدیری تواناست،ولی مگر توانائی جسمی یک نفر چقدر است ؟ حتما و یقینا در این اجلاس افراد زیادی هم بوده اند که کار خود را درست و کامل انجام داده اند و گرنه کلا اجلاسی در کار نبود ولی خب طبیعتا کم کاری یا بی نظمی عده ای اندک به کل کار و وجهه آن سرایت میکند و نتیجه همان میشود که شد . 2 – برای حفظ سلامت خودم و آن نکته اینکه برادران عزیز و حقیقتا زحمتکش بوووووووووق و بوووووووووووق و ....... بدانند که این عرایض حقیر اولا از سر دلسوزی است ، ثانیا همه اینها وآنهائی را هم که قطعا نمیشد اینجا نوشت به هر مسئول یا فرد مؤثری که توانسته ام انتقال داده ام آنهم در عین اینکه 90 درصد این افراد مسئول و مؤثر خودشان در اجلاسها بوده اند و اینها را دیده اند و تجربه اجلاسهای دیگر را نیز دارند. ثالثا بنده فقط مسائلی را اینجا نوشتم که در جلو چشم همگان و علاوه بر آن جلو لنز دوربینهای خبری چندین شبکه خبری ماهواره ای رخ داده و طبعا مسائل گوشه کناری اصلا نوشته نشده است ،رابعا خود میهمانان خارجی هم این مسائل را دیده اند و از آن بدتر برای همیشه در حافظه سپرده اند نمونه اش را هم که ذکر کردم . خامسا این مسائل را باید ریشه ای حل کرد مطمئن باشید که راههای دیگر جواب نمیدهد . خدایا شاهد باش که از روی دوستی و دلسوزی نوشتم پس مرا زنده و سلامت و آزاد نگهدار خب دیگه مطالب مربوط به اجلاس طولانی شد و تبعا این پست هم طولانی، لذا درد دلهای دیگر ان شاء الله باشد برای پستهای بعدی . فقط به یاد داشته باشیم که همه ما و در هرکجا و به هر کاری که مشغولیم باید حتی الامکان آن کار را در نهایت کمال ، صحیح ،منظم و خالصانه انجام دهیم که اگر اینگونه شد خدا خود باقی نقصها را ازفضل و کرمش جبران کرده ومیپوشاند و به کار برکتی صدچندان میدهد و این امری است که بارها در طول انقلاب و جنگ تحمیلی و نبرد 33 روزه حزب الله با اسرائیل و.... تجربه شده و نمونه اخیرش هم که همین پهپاد آر کیو 17۰ خودمونه که تا چند روز پیش مال آمریکا بود ولی حالا مال ماست . دست همه زحمتکشان در ارتش و سپاه درد نکنه ، اجرشون با خدا و قوتشون از خداست .
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390ساعت 4:57 توسط امین
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دیپلوماسی ماست یخ زده
منطقه در حال انقلابهای مردمی و دولت ایران اسلامی و بتبع دیپلوماسی خارجی ما دریک حالت انفعال آزار دهنده گرفتار است آنهم به دو دلیل : اول اینکه علی رغم تأکید مقام معظم رهبری بر اسلامی و مردمی بودن انقلابهای منطقه بعضیها در دولت این انقلابها را نتیجه توطئه آمریکا و سازوکاری آمریکائی برای تغییر وضع فعلی منطقه میدانند دوم عدم شجاعت مسئولین سیاست خارجی ما و دور شدن از حالت انقلابی و حق طلبانه و اینکه مانند مسئولین وزارت خارجه تیجانکانی ، مسئولین وزارت خارجه ما هم منتظر عاقبت امر هستند تا در نهایت ذلت و از موضع انفعال کامل روابط خارجیمان را بر اساس عاقبت امر برنامه ریزی کنند وانگار نه انگار که جمهوری اسلامی ایران ، تیجانکانی نیست و تمام ملتهای منطقه و تمام آزادی خواهان جهان از ما انتظار دیگری دارند البته این را هم باید عرض کنم که تبعا همه به شرایط خاص منطقه و همسایه بودن کشورهای درگیر انقلاب و بحث ایران هراسی وقوف دارند و به این مسئله هم وقوف دارند که آمریکا میخواهد شرایط پیش آمده را در راستای منافع بلند مدت خود جهت دهی کند ولی این مسائل باز هم توجیه کننده این حد از انفعال نیست علی ای حال با هر سنجه ای که بسنجیم از انفعال در این شرایط چیزی جز باخت حاصل کشور نخواهد شد آنهم باختی که بفرض بعید ،جبران آن اگر هم ممکن باشد باز هم در کوتاه مدت محال است و ای بسا که در میان مدت هم محال باشد خیر خواهانه به مسئولین محترم دولت نصیحت میکنم که از نظر مقام معظم رهبری تبعیت کنند که البته این کار وظیفه شرعی وقانونیشان هم هست ونظرات هوشیارانه ایشان را فدای برخی نظرات و تحلیلهای معاونت امور ماورائی نکنند زیرا منشأ این تحلیلها نامعلوم ومشکوک است و لینصرالله من ینصره ان الله لقوی عزیز ..... و نصر من الله و فتح قریب و لا یفلح الساحر حیث اتی
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1390ساعت 1:26 توسط امین
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
خطر
+
نوشته شده در پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1390ساعت 3:12 توسط امین
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
احمدی نژاد دارد چه میکند و کشور را به کدام سو میبرد ؟
آیا احمدی نژاد واقعا به ولایت فقیه اعتقاد دارد ؟
بیائید دقیق بررسی و فکر کنیم ، خیلی دقیق
+
نوشته شده در پنجشنبه یکم اردیبهشت 1390ساعت 15:37 توسط امین
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
رئیس جمهوری ایران و دستیارش
+
نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390ساعت 15:51 توسط امین
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
براءة من الله ورسوله إلى الذين عاهدتم من المشركين امسال که ما مثل هر سال در حال آماده شدن برای حلول سال جدید و عید نوروز هستیم و کلا ملت شهید پرور و مسلمان ایران اسلامی اکثرا در حال خوشخوشان بسر میبرند و دولت کریمه ما هم در حال آماده شدن برای اجرای جشن جهانی نوروز برای بسط فرهنگ ایرانی در راستای نظریه مشعشع اسلام ایرانی ( لطفا معنای اسلام ایرانی را از نظریه پرداز فرهیخته واندیشمند ودانشمند و عارف آن بپرسید چون ما قبلا فقط یک اسلام ناب محمدی داشتیم و یک اسلام آمریکائی که مشخصات هردو نوع آن برای همه روشن و واضح بود والبته شخصا احتمال میدهم این ورژن جدید اسلام برای آمادگی جهت مدیریت بر جهان و شاید هم برای شادی دل و آشنائی ملت دوست و عزیز اسرائیل بزرگ با اسلام اختراع شده باشد ) در همین نزدیکی خودمان ملتهای منطقه علیه حاکمان مستبد و دست نشانده خود قیام کرده اند و در حال مبارزه وایضا در حال قتل عام شدن هستند والبته ما هم به سبک شورای محترم امنیت سازمان ملل از این قتل عامها و کشتارها متأثر و نگرانیم و آن را محکوم میکنیم ( مگر کار دیگری هم میشود کرد ؟؟؟؟؟ ) چند روزی است که بخاطر صلابت و استحکام مواضع ما درست در کنار ما نیروهای کشور دوست و برادر عربستان حسب الامر برادر عزیز و بزرگوار خادم الحرمین الشریفین جناب ملک عبدالله بن عبدالعزیز در حال به شهادت و تبعا به لقای پرودگار رساندن برادران وخواهران مسلمان ما علی الخصوص شیعیان(شیعه بودن از نظرایشان بزرگترین جرم است) در کشور بحرین هستند و خب چه چیزی بهتر از اینکه آدم سال تحویل در کنار خدا باشد؟ فلذا مراتب تشکرخود را خدمت ایشان ودولتهای دوست وبرادرعربستان وبحرین اعلام میکنیم البته شایان ذکراست که ما کمی ازاین مسئله آزرده خاطر شده ایم وبه ایشان برادرانه نصیحت میکنیم که لطفا این کار را انجام ندهند واز سرنوشت صدام عبرت بگیرند البته ملت شهید پرور ما هم قرار است امروز از مصلاهای نماز جمعه تا پای اتوبوسها علیه این اقدام تظاهرات کنند و این مسلمان کشیها را محکوم کنند آخ یادم رفت که عرض کنم مراجع معظم تقلید هم از این مسائل ابراز ناراحتی فرموده اند نمیدانم چطور شد که ناگهان یاد فرمایش رئیس جمهور سابق جناب آقای خاتمی افتادم که فرمودند : دولت آمریکا خود بهتر از هر کس دیگری میداند که اگر همکاریهای دولت ایران نبود هرگز قادر به اشغال افغانستان نمیشد ( ببخشید یهو یادم آمد ، جولان ذهن است دیگر) درپایان مصیبت عظمای عدم شرکت دوست وبرادرعزیز جناب ملک عبدالله ثانی پادشاه اردن در جشن جهانی نوروز را به دولت و ملت کشور عزیزمان تسلیت عرض میکنم
تمثال مبارک خادم الحرمین الشریفین ملک عبدالله بن عبدالعزیز
تمثال مبارک برادر عزیز ملک عبدالله ثانی پادشاه اردن
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اسفند 1389ساعت 10:34 توسط امین
|
|
|||||
|
|||||